كتابشناسى توصيفى فلسفه اخلاق

مقدمه

فلسفه، به هر معنى كه باشد، در قرن حاضر به دو بخش اساسى تقسيم شده است: ۱.فلسفه مطلق، كه به واقع فلسفه مطلق است; ۲. فلسفه مضاف، كه حاصل اضافه شدن‏فلسفه به يك رشته علمى است. فلسفه مضاف اقسام متعددى دارد; مانند فلسفه‏تاريخ، فلسفه هنر، فلسفه ادبيات، فلسفه علم، فلسفه حقوق، فلسفه دين، فلسفه اخلاق‏و امثال آن.

فلسفه مضاف عبارت‏است از بحث و بررسى فلسفى در يكى از شاخه‏هاى علوم‏است. در پرتو فلسفه مضاف، موضوع آن علم را بهتر مى‏توان درك كرد; مثلا در پرتوفلسفه تاريخ، تاريخ رابهترمى‏توان درك كرد ودر پرتوفلسفه اخلاق، اخلاق را.

فلسفه اخلاق نام جديدى است‏بر موضوعى قديمى كه جوانه‏هاى آن در ميان‏يونانيان و مسلمانان بوده، اما شكوفايى آن به اوايل قرن بيستم مى‏رسد. به عبارت‏روشنترآنكه فلسفه‏اخلاق، به صورت دانشى مستقل، باانتشاركتاب جرج‏ادواردمورتحت عنوان مبانى‏اخلاق، (Principa Ethica) درسال ۱۹۰۳ م. پابه عرصه ظهورنهاد.

فلسفه اخلاق عهده‏دار تحقيق درباره مبادى علم اخلاق است. در علم اخلاق،گفته مى‏شود كه كارى خوب و چه كارى بد است; اما در فلسفه اخلاق، گفته مى‏شودكه خوب و بد ريشه در كجا دارد و ملاك تقسيم كارها به خوب و بد چيست و چراكارى خوب و كار ديگرى بد دانسته مى‏شود.

از هنگامى كه دانش جديدى با عنوان «فلسفه اخلاق‏» ظهور كرد، هم به مسائلى‏پرداخته شده كه در گذشته مورد غفلت عالمان اخلاقى بوده و هم به مسائلى كه درگذشته، جسته و گريخته و به صورت غير منقح، مطرح مى‏شده، سر و سامان وصورت منظمى داده شده است; مثلا، عالمان اسلامى، در گذشته برخى از مسائل‏فلسفه اخلاق را در فلسفه، برخى را در كلام و برخى را در اصول فقه بررسى‏مى‏كرده‏اند; اما امروزه فلسفه اخلاق خود همه اين مسائل را مورد بررسى قرارمى‏دهد كه از رهگذر آن، فوايد بى‏شمارى نصيب علم گرديده است. به ديگر بيان،چون در گذشته، برخى از مسائل فلسفه اخلاق در لابلاى چند علم مطرح مى‏شده،صورت منقح و مشخصى نداشته; اما از هنگامى كه اين مسائل در ذيل‏يك علم (فلسفه‏اخلاق) مطرح شده،سر وسامان‏يافته است. به علاوه، چه بسيار مسائلى كه امروزه درفلسفه اخلاق بدان‏ها پرداخته مى‏شود ولى در گذشته مطرح نبوده است.

متاسفانه بهره ما، مسلمانان، از فلسفه اخلاق بسيار اندك است. با اينكه دنياى‏غرب را چندان بهره‏اى از اخلاق نيست، اما از فلسفه اخلاق حظ وافرى دارد. غرب‏هم زادگاه فلسفه اخلاق و هم پرورشگاه آن است. اين در حالى است كه روزگارى‏دنياى اسلام ستاره درخشانى در سپهر اخلاق بوده و پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله وسلم هدف ازبرانگيخته شدن خود را تكميل مكارم اخلاقى مى‏دانست.

بارى، در حدود پنجاه سال است كه فلسفه اخلاق در ميان مسلمانان موضوع‏تحقيق قرار گرفته و در اين مدت، در حدود پنجاه كتاب به فارسى و عربى تاليف وترجمه شده است. ظاهرا نخستين كتابى كه درباره فلسفه اخلاق منتشر شده، جزوه‏اى‏است‏با عنوان قانون اخلاق، به قلم غلامرضا رشيد ياسمى كه در سال ۱۳۰۷ منتشرشده و حجم آن به اندازه يك مقاله (كمتر از بيست صفحه) است. اين جزوه - كه ازتاريخ انتشار آن نزديك به هفتاد سال مى‏گذرد - هيچ‏گاه مورد توجه قرار نگرفت وبرتحقيق درباره فلسفه اخلاق رايج‏شده است.

در كتاب شناسى حاضر، به معرفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره فلسفه‏اخلاق (با نگرش اسلامى يا غير آن)، به فارسى يا عربى، تاليف يا ترجمه شده‏است. (۱) در اين‏انگيزنده ديگران در توجه به فلسفه اخلاق نشد. تنها در پنجاه سال‏اخير است كه كتاب‏شناسى، آثارى كه تا پايان آذر ۱۳۷۴ به صورت كتاب چاپ شده‏معرفى گرديده است. جزوه‏هاى درسى و مقالات نشريات بيرون از دايره تحقيق اين‏كتاب‏شناسى است. شايان ذكر است كه درباره علم اخلاق چند كتاب‏شناسى مستقل‏تهيه شده كه مشخصات آنها چنين است:

- ابوالحسن مطلبى، كتابشناسى توصيفى اخلاق و آداب اسلامى، آينه پژوهش(سال‏دوم، شماره چهارم، آذر و دى ۱۳۷۰)، ص ۱۰۲ - ۱۱۸ و (سال دوم، شماره پنجم،بهمن و اسفند ۱۳۷۰)، ص ۹۷ - ۱۰۷;

محمدتقى دانش‏پژوه، چند اثر فارسى در اخلاق، فرهنگ ايران‏زمين (تهران:۱۳۵۲)، ج ۱۹، ص ۲۶۱ - ۲۸۴.

همچنين يادآور مى‏شويم كه در كتاب دين‏نامه‏هاى ايران (كتاب‏شناسى موضوعى‏كتابهاى دينى ايران) (۲) ، به قلم سيد محمدباقر نجفى، يك فصل (ص ۱۸۲ - ۲۰۱) به‏معرفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره اخلاق اسلامى است.

آخر سخن اينكه دونالدسون در كتابى تحت عنوان مطالعاتى در اخلاق‏مسلمانان (۳) ، (Studies in ، (Ethical Theories in Islam) گزارشى از علم اخلاق در جهان‏اسلام ارائه كرده‏اند كه پژوهشگران را به كار مى‏آيد. (۵)

×××۱- اتكينسون، آر. اف. درآمدى به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوى‏نيا،تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۶۹ - ۱۳۷۰، ۲۳۴ ص، رقعى.

مطالب اين كتاب در هفت فصل گنجانده شده و در آن به اختصار به‏تعريف فلسفه اخلاق، بررسى مسائلى از درون علم اخلاق، مسائلى كه‏درباره اخلاق است(پايگاه احكام اخلاقى) و رابطه اخلاق و علم و دين‏پرداخته شده است. خلاصه مطالب هر فصل در پايان آن آمده و درانتهاى كتاب، به تعريف اصطلاحات كتاب پرداخته و كتاب‏شناسى‏فلسفه اخلاق (ص ۲۰۵ - ۲۱۲) ارائه شده است.

عناوين اصلى كتاب چنين است: سرآغاز، تعارض تكاليف، خود وديگران، حسن و قبح: ستايش و نكوهش، پايگاه احكام اخلاقى (۱)،پايگاه احكام اخلاقى (۲)، اخلاق و علم و دين.

۲- اخوان، محمد. مقايسه‏اى ميان اخلاق كانت و اخلاق اسلامى، (ويراسته‏ابوالفضل طريقه‏دار). قم، انتشارات اشراق، ۱۳۷۳، و + ۱۸۰ ص،وزيرى (عنوان روى جلد: اخلاق كانت و اخلاق اسلامى.)

در فصل اول كتاب، با عنوان «بازگويى مكتب اخلاقى كانت‏» به‏ماهيت ويژگيها و محتواى اخلاق از نظر كانت و مفاهيم اساسى واصول موضوعه در اخلاق كانت پرداخته شده است. در فصل دوم، باعنوان «بازگويى مكتب اخلاقى اسلام‏» ماهيت، ويژگيها و محتواى‏اخلاق از نظر اسلام و مفاهيم اساسى و اصول موضوعه در اخلاق‏اسلامى ذكر گرديده است. فصل سوم عهده‏دار «مقايسه ميان اخلاق‏كانت و اخلاق اسلامى‏» است و در ضمن آن، چند انتقاد نسبت‏به‏فلسفه اخلاق كانت درج شده است.

۳- بدوى، عبدالرحمن. الاخلاق عند كنت، كويت، وكالة المبطوعات،۱۹۷۹، ۲۳۵ص، وزيرى.

كتاب حاضرشامل دوبخش است: مساله متافيزيك واخلاق. دربخش اول، از جمله، به اين مسائل پرداخته شده است: نظر كانت درباره‏متافيزيك، در دوره قبل از انتقاد; آيا متافيزيك ممكن است؟آيا رياضيات خالص ممكن است؟ عليت. در بخش دوم، اين مسائل نيزبررسى شده است: كوشش كانت‏براى وضع مذهب در اخلاق، بنيادگذارى متافيزيك اخلاق، انتقال از فلسفه اخلاقى ملى به متافيزيك‏اخلاق، مفاهيم اساسى در اخلاق، انتقال از متافيزيك اخلاق به نقدعملى محض، وجدان، ديالكتيك عقل عملى، روشهاى عقل عملى‏محض، تكليفهاى‏انسان دربرابرخودبه عنوان يك موجود زنده،تكليفهاى انسان در برابر خود به عنوان يك موجوداخلاقى تنها،تكليفهاى‏انسان دربرابرديگران، روشهاى اخلاقى.

۴- بدوى،عبدالرحمن.الاخلاق النظرية، كويت، وكالة‏المبطوعات، ۱۹۷۵،۲۸۸ص، وزيرى.

اين اثر دربردارنده دو بخش است: مقدمات و مفاهيم اساسى دراخلاق. در بخش اول، از «تجربه اخلاقى در نزد روه و شيلر و گورويچ‏»،«اخلاق صورى و اخلاق عينى‏»، «تكليف اخلاقى در نزد كانت‏»،«اخلاق عينى‏» و «اخلاق پوزيتيويستى‏» سخن گفته شده است. دربخش دوم - كه بيش از دويست صفحه را شامل مى‏شود - به بررسى‏«وجدان‏»، ارزشهاى اخلاقى‏»، «تكليف‏»، «فضيلت‏»، «مسؤوليت وحريت‏» و «اصول حيات اخلاقى‏» پرداخته شده است.

۵- حائرى يزدى، مهدى. كاوشهاى عقل عملى، فلسفه اخلاق، تهران، مؤسسه‏مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ۱۳۶۱، شانزده + ۲۶۹ ص، وزيرى.

مطالب كتاب در ذيل پنج‏بخش گنجانيده شده است: يگانگى‏چيستى فلسفه و چيستى انسان، انتولوژى بايستى و استى، منطق وصورت بايستى‏ها و استى‏ها، منطق ماده استى‏ها و بايستى‏ها، بحثى ازمتون كلام اسلامى. نويسنده در ذيل اين عناوين به رابطه حكمت‏نظرى‏و حكمت عملى، معناى مستقلات عقليه، عدل و مراتب آن، حسن وقبح عقلى و مباحثى ديگر پرداخته است. برخى از مطالب كتاب خارج‏از موضوع فلسفه اخلاق است.

۶- راسل، برتراند. اخلاق و سياست در جامعه، ترجمه محمود حيدريان،تهران، انتشارات بابك، ۱۳۵۵، ۳۲۳ ص، وزيرى.

كتاب مزبور دربردارنده دو بخش است. بخش اول، با عنوان «علم‏اخلاق‏»، مشتمل بر چهارده فصل و بخش دوم، با عنوان « رابطه اخلاق‏با سياست، تعارض احساسات‏»، مشتمل بر ده فصل است. نه فصل‏نخستين اين كتاب در سالهاى ۱۹۴۵ - ۱۹۴۶م. و بقيه كتاب، بجز فصل‏دوم از بخش دوم، در سال ۱۹۵۳م. نوشته شده است.

نويسنده در مقدمه كتاب آورده است: «هدف ما در اين كتاب بيان‏دو منظور است: اول، بيان اخلاقيات عملى(غير نظرى) و دوم، به كاربردن اين اخلاقيات در مسائل مختلف سياسى زمان حاضر.» (ص ۹)بخش دوم كتاب خارج از موضوع اين كتاب‏شناسى(فلسفه اخلاق)است. در بخش اول نيز، به صورت پراكنده، به مسائلى پرداخته شده كه‏در شمار مسائل فلسفه اخلاق قلمداد مى‏شود.

عناوين بخش اول كتاب چنين است: كليات، منابع معتقدات واحساسات اخلاقى، مجموعه قوانين يا نواميس‏اخلاقى،اخلاق به عنوان‏وسيله، خوب و بد يا خير و شر، خير جزئى و خير عمومى: خوبى‏جزيى وخوبى كلى،الزام‏اخلاقى، گناه، جدال اخلاقى، معرفت اخلاقى،قدرت اخلاق، توليد و توزيع، سنت اخلاقى، ضمانت اجرايى اخلاق.

۷- رشيد ياسمى، غلامرضا. قانون اخلاق، تهران، رمضانى، ۱۳۰۷.

نخستين كتاب مستقلى كه درباره فلسفه اخلاق به فارسى منتشرشده همين اثر است. اين كتاب نخستين بار به صورت سلسله مقالاتى‏در شش شماره سال هشتم مجله «شفق سرخ‏» منتشرشد. سپس به‏صورت كتابچه‏اى به اهتمام م. رمضانى در سال ۱۳۰۷ به چاپ رسيد.پس از آن در ضمن كتابى با عنوان مقاله‏هاورساله‏ها (گردآورى ايرج افشار ومحمد رسول درياگشت، تهران:بنياد موقوفات دكتر محمود افشار،۱۳۷۳، ص ۳۷۷ - ۳۸۸، قطع وزيرى)، منتشر گرديد. اطلاعات‏كتاب‏شناسى اين اثر از كتاب مزبور استخراج شده است.

در كتاب حاضر كه مقاله‏اى است در دوازده صفحه - پس از بررسى‏اين مطلب،كه عمل‏به طبيعت ولذت‏جويى ونفع پرستى‏نمى‏تواند قانون‏اخلاق‏باشد، به‏تبيين اين نكته پرداخته شده كه تكليف ساده غيرمشروطيا تكليف خالص بنيان قانون اخلاقى است. سپس به تشريح و تاييد نظركانت در اين باره پرداخته و قانونهاى سه‏گانه اخلاقى او نقل شده است.

۸- ژكس. فلسفه اخلاق، حكمت عملى، ترجمه سيد ابوالقاسم پورحسينى،چاپ دوم، تهران، انتشارات اميركبير، ۱۳۶۲، ۱۳۶ص، رقعى.

اين كتاب ترجمه چند فصل از كتاب ژكس است كه مترجم نه نام‏شخصى او را ذكر كرده ونه عنوان‏كتابش را. مطالب‏كتاب در ده فصل‏گنجانيده شده است. درفصل اول، به تعريف علم اخلاق، اهميت وموضوع آن پرداخته شده است. فصل دوم درباره «وجدان اخلاقى‏» وويژگيهاى آن است. فصل سوم عهده‏دار بحث درباره «اصطلاحات ومفاهيم اخلاقى‏» (خير، وظيفه، حق) و رابطه آنها با يكديگر است. درفصل چهارم، از «آراء اخلاقى‏»(اخلاق مبتنى بر سعادت، اخلاق مبتنى‏بر لذت، اخلاق مبتنى بر اصالت فايده)، سخن‏به ميان آورده شده‏است. فصل‏پنجم تادهم درباره «اخلاق مبتنى بر مجاهده و عدم تعلق و قطع‏علاقه‏»، «اخلاق مبتنى بر كمال‏»، «اخلاق مبتنى بر احساس‏»، «اخلاق‏مبتنى بر تكليف‏»، «اخلاق مبتنى براصالت‏حيات‏» و «اخلاق بر اساس‏علم الاجتماع‏» است.

۹- سبحانى، جعفر. حسن و قبح عقلى يا پايه‏هاى اخلاق جاودان: بحثهايى درعقايد و كلام، نگارش على ربانى گلپايگانى، چاپ دوم، تهران، مؤسسه‏مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ۱۳۷۰، ۲۲۲ص، وزيرى.

كتاب حاضر عهده‏دار اثبات حسن و قبح عقلى و ارتباط حكمت‏نظرى و حكمت عملى است. در پيشگفتار و مقدمه كتاب، به جايگاه‏بحث‏حسن و قبح در فلسفه اخلاق اشاره و گفته شده كه اين بحث دركتاب حاضر از سه زاويه فلسفه، كلام و فلسفه اخلاق مورد بررسى قرارگرفته است.

مطالب كتاب در چهارده فصل گنجانيده شده و عناوين آن چنين‏است: تاريخ طرح مساله، آراء و نظريات در مساله، مقصود از ذاتى بودن‏حسن و قبح چيست؟ آيا نزاع كلى است‏يا جزئى؟ ملاكهاى حسن وقبح، عقل نظرى و عقل عملى، حسن و قبح عقلى از يقينات است نه ازمشهورات، قضاياى خود معيار در حكمت عملى، دلايل منكران حسن‏و قبح عقلى، نتايج مساله تحسين و تقبيح عقلى، مبانى اخلاقى ومكاتب غربى، حسن و قبح از ديدگاه اصل تغيير حركت و تكامل،چگونگى ارتباط حكمت عملى با حكمت نظرى، حسن و قبح ازديدگاه علامه طباطبائى‏رحمه الله.

۱۰- صانعى دره‏بيدى، منوچهر (ترجمه و تاليف). فلسفه اخلاق در تفكرغرب، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتى، ۱۳۶۸، ۲۵۳ص، وزيرى.

اثر مزبور شامل دو بخش است: تاريخ اخلاق و شرح حوزه‏هاى‏اخلاق جديد. بخش اول ترجمه مقاله تاريخ اخلاق در دايرة‏المعارف‏فلسفه، ويراسته پل ادواردز است. اين مقاله به قلم رازيل آبلسون و كاى‏نيلسون مى‏باشد. بخش دوم ترجمه شش مقاله از شش كتاب است كه‏نامهاى آنها آمده است.

در بخش اول كتاب، از اين مسائل سخن گفته شده است: علم‏اخلاق در يونان، اخلاق در دوره يونانى‏مآبى و رومى، اخلاق در قرون‏وسطى، مراحل اوليه اخلاق در عصر جديد، اخلاق در قرن نوزدهم،غير طبيعت‏گرايى معاصر، طبيعت‏گرايى در امريكا، عدم شناخت‏گرايى‏در اخلاق معاصر، نظريات متاخر در باب مباحث اخلاق. بخش دوم‏كتاب شامل اين مسائل است: اخلاق مبتنى بر سودگرايى، شهودگرايى‏و حس اخلاقى، عاطفه گرايى، نظام اخلاقى كانت، اخلاق در حوزه‏پديدارشناسى آلمان، تكليف‏شناسى.

۱۱- فيروز، شير زمان. فلسفه اخلاقى ناصرخسرو و ريشه‏هاى آن، مقدمه رضاشعبانى، اسلام‏آباد، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان، ۱۳۷۱، ى+ ۳۶۰ ص، وزيرى.

دربردارنده سه بخش است: تاريخچه فلسفه اخلاق اسلامى، فلسفه‏اخلاقى ناصرخسرو: حكمت نظرى، فلسفه اخلاقى ناصرخسرو:حكمت عملى. در بخش اول، على‏رغم عنوان آن، اجمالى از تاريخ علم‏اخلاق اسلامى آمده است و نه فلسفه اخلاق. در بخش دوم، ديدگاه‏ناصرخسرو درباره نفس، قوه‏هاى نفس، شناخت نفس، علم، عمل، طاعت و امثال آن بررسى شده است. بخش سوم عهده‏دار گزارش‏ديدگاههاى ناصرخسرو درباره فضايل و رذايل اخلاقى (زهد، توبه،خوى نيك، ميانه‏روى، كبر، حسد و مردم‏آزارى) است. بخش دوم‏مستند به آثار منثور ناصرخسرو و بخش سوم مستند به اشعار اوست.

۱۲- كانت، ايمانوئل. بنياد مابعدالطبيعه اخلاق [گفتارى در حكمت كردار].ترجمه حميد عنايت و على قيصرى، تهران، انتشارات خوارزمى،۱۳۶۹، نه + ۱۶۶ص، رقعى.

كتابى است مختصر و مهم كه در سال ۱۷۸۵ م. تاليف شده و برهمه افرادى كه در باب فلسفه اخلاق تحقيق كرده‏اند، تاثيرى بس‏شگرف گذاشته است. موضوع اين كتاب تحقيق درباره اصل غايى‏اخلاق است و روش كانت در اين كتاب چنان است كه در پيشگفتارگفته است: «در اين اثر، من روشى را برگزيده‏ام كه به گمان خودم، مناسبترين روش [در چنين پژوهشى] است و[آن اينكه] به شيوه تحليلى‏از معرفت عام، به تعيين اصل غايى آن رسيده‏ام و سپس به شيوه‏تركيبى، از بررسى اين اصل و ريشه‏هاى آن دوباره به معرفت عامى كه‏مصداق آن اصل بوده بازگشته‏ام.» (ص ۱۰ - ۱۱)

مطالب كتاب در پيشگفتار و سه بخش گنجانيده شده است. دربخش اول، به «گذار از معرفت عقلى معمولى اخلاق به [معرفت]فلسفى [اخلاق]» پرداخته است. بخش دوم درباره «گذار از فلسفه‏مردم‏پسنداخلاق‏به‏مابعدالطبيعه‏اخلاق‏»است وبخش سوم‏عهده‏داربحث‏از «گام بازپسين از مابعدالطبيعه اخلاق به نقد عقل‏ناب عملى‏» مى‏باشد.

لازم به ذكر است كه در شرح و تفسير كتاب حاضر چند كتاب‏مستقل نوشته شده كه مشخصات آنها در يادداشت مترجمان آمده‏است. همچنين اغلب افرادى كه كتابى درباره كانت نوشته‏اند بخشى ازآن را به نظريات اخلاقى كانت اختصاص داده‏اند; مثلا فردريك‏كاپلستون، در جلد ششم تاريخ فلسفه و استفان كورند، در كتاب فلسفه‏كانت. در اين باره، همچنين رجوع كنيد به: احمد احمدى، كانت و اساس‏مابعدالطبيعه اخلاق، «فلسفه‏» (شماره سوم، بهار ۱۳۵۶، ص ۵۰ - ۶۶).

۱۳- گرگوار، فرانسوا. مشارب عمده اخلاقى، ترجمه سيد ابوالقاسم‏پورحسينى،تهران،انتشارات دانشگاه‏تهران، ۱۳۶۰، د+۱۰۲ص، وزيرى.

مطالب كتاب در نه فصل گنجانيده شده است. در فصل اول، از«معنى و فايده مطالعه تاريخى مشارب اخلاقى‏» بحث‏شده و در فصل‏دوم، به «انواع مشارب اخلاقى‏»(اخلاق متعالى، اخلاق مبتنى براصالت طبيعت، اخلاق مبتنى بر اصالت فعل) پرداخته شده است.فصل سوم درباره «اخلاق غير مذهبى متعالى‏» است و اخلاق از نظرافلاطون، ارسطو، مونتنى، پاسكال، دكارت و ديگران بررسى شده‏است. در فصل چهارم و پنجم، «اخلاق دينى‏» و «اخلاقهاى دينى‏»مورد بحث قرار گرفته است. فصل ششم تا هشتم درباره «اخلاق‏مبتنى بر اصول طبيعت‏گرايى‏» و «اخلاق مبتنى بر اصل فعاليت‏» و«اخلاق‏مبتنى‏براصالت فعل‏»است.درآخرين‏فصل،نتيجه‏گيرى شده‏است.

۱۴- مدرسى، سيد محمدرضا. فلسفه‏اخلاق: پژوهش در بنيانهاى زبانى، فطرى،تجربى، نظرى و دينى‏اخلاق، ويراسته غلامعلى تفنگدار، تهران، سروش،۱۳۷۱، ۳۴۷ ص، وزيرى.

كتاب حاضر صورت بسطيافته و كامل‏شده كتاب ديگرى از همين‏نويسنده با عنوان فلسفه ارزشها (چاپ دوم، قم. انتشارات هجرت،۱۴۰۴ ق.، ۹۴ ص، رقعى) است.اين كتاب، به گفته نويسنده، «بررسى وپژوهشى جامع، از مسائل و مشكلات مطرح شده در فلسفه اخلاق درعصر حاضر،است كه از سرچشمه وحى و سخنان معصومان‏عليهم السلام مددجسته و عمدتا از ديدگاه فلسفه و كلام اسلام و علم اصول مورد تحقيق‏قرار گرفته است. اين پژوهش ديدگاهها و مكاتب فيلسوفان و عالمان‏غربى رانيزمورد ملاحظه قرارداده و مطالبى را از آنان ارائه كرده و يامورد نقد قرارداده‏است.» (ص ۸)

عنوانهاى‏اصلى‏كتاب چنين است: حكمت نظرى و حكمت عملى،مفاهيم در قضاياى ارزشى، لزوم تبيين و تفكيك مفاهيم واژه‏ها،پژوهش در مفاهيم‏حسن وقبح و ديگرواژه‏هاى اخلاقى،كيفيت وجودى‏ارزشها،اخلاق تجربى، اخلاق نظرى، همسويى اخلاق تجربى و اخلاق‏نظرى، اخلاق ارسطو و نظريه توسط، بررسى پايه‏هاى اخلاق در فلسفه‏كانت،اخلاق‏اصالت نفع، نيت و هدف، حسن و قبح عقلى، عقل نظرى‏و عقل عملى، هست‏ها و بايدها، ارزشهاى اخلاق و دين و