فلسفه، به هر معنى كه باشد، در قرن حاضر به دو بخش اساسى تقسيم شده است: ۱.فلسفه مطلق، كه به واقع فلسفه مطلق است; ۲. فلسفه مضاف، كه حاصل اضافه شدنفلسفه به يك رشته علمى است. فلسفه مضاف اقسام متعددى دارد; مانند فلسفهتاريخ، فلسفه هنر، فلسفه ادبيات، فلسفه علم، فلسفه حقوق، فلسفه دين، فلسفه اخلاقو امثال آن.
فلسفه مضاف عبارتاست از بحث و بررسى فلسفى در يكى از شاخههاى علوماست. در پرتو فلسفه مضاف، موضوع آن علم را بهتر مىتوان درك كرد; مثلا در پرتوفلسفه تاريخ، تاريخ رابهترمىتوان درك كرد ودر پرتوفلسفه اخلاق، اخلاق را.
فلسفه اخلاق نام جديدى استبر موضوعى قديمى كه جوانههاى آن در ميانيونانيان و مسلمانان بوده، اما شكوفايى آن به اوايل قرن بيستم مىرسد. به عبارتروشنترآنكه فلسفهاخلاق، به صورت دانشى مستقل، باانتشاركتاب جرجادواردمورتحت عنوان مبانىاخلاق، (Principa Ethica) درسال ۱۹۰۳ م. پابه عرصه ظهورنهاد.
فلسفه اخلاق عهدهدار تحقيق درباره مبادى علم اخلاق است. در علم اخلاق،گفته مىشود كه كارى خوب و چه كارى بد است; اما در فلسفه اخلاق، گفته مىشودكه خوب و بد ريشه در كجا دارد و ملاك تقسيم كارها به خوب و بد چيست و چراكارى خوب و كار ديگرى بد دانسته مىشود.
از هنگامى كه دانش جديدى با عنوان «فلسفه اخلاق» ظهور كرد، هم به مسائلىپرداخته شده كه در گذشته مورد غفلت عالمان اخلاقى بوده و هم به مسائلى كه درگذشته، جسته و گريخته و به صورت غير منقح، مطرح مىشده، سر و سامان وصورت منظمى داده شده است; مثلا، عالمان اسلامى، در گذشته برخى از مسائلفلسفه اخلاق را در فلسفه، برخى را در كلام و برخى را در اصول فقه بررسىمىكردهاند; اما امروزه فلسفه اخلاق خود همه اين مسائل را مورد بررسى قرارمىدهد كه از رهگذر آن، فوايد بىشمارى نصيب علم گرديده است. به ديگر بيان،چون در گذشته، برخى از مسائل فلسفه اخلاق در لابلاى چند علم مطرح مىشده،صورت منقح و مشخصى نداشته; اما از هنگامى كه اين مسائل در ذيليك علم (فلسفهاخلاق) مطرح شده،سر وسامانيافته است. به علاوه، چه بسيار مسائلى كه امروزه درفلسفه اخلاق بدانها پرداخته مىشود ولى در گذشته مطرح نبوده است.
متاسفانه بهره ما، مسلمانان، از فلسفه اخلاق بسيار اندك است. با اينكه دنياىغرب را چندان بهرهاى از اخلاق نيست، اما از فلسفه اخلاق حظ وافرى دارد. غربهم زادگاه فلسفه اخلاق و هم پرورشگاه آن است. اين در حالى است كه روزگارىدنياى اسلام ستاره درخشانى در سپهر اخلاق بوده و پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم هدف ازبرانگيخته شدن خود را تكميل مكارم اخلاقى مىدانست.
بارى، در حدود پنجاه سال است كه فلسفه اخلاق در ميان مسلمانان موضوعتحقيق قرار گرفته و در اين مدت، در حدود پنجاه كتاب به فارسى و عربى تاليف وترجمه شده است. ظاهرا نخستين كتابى كه درباره فلسفه اخلاق منتشر شده، جزوهاىاستبا عنوان قانون اخلاق، به قلم غلامرضا رشيد ياسمى كه در سال ۱۳۰۷ منتشرشده و حجم آن به اندازه يك مقاله (كمتر از بيست صفحه) است. اين جزوه - كه ازتاريخ انتشار آن نزديك به هفتاد سال مىگذرد - هيچگاه مورد توجه قرار نگرفت وبرتحقيق درباره فلسفه اخلاق رايجشده است.
در كتاب شناسى حاضر، به معرفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره فلسفهاخلاق (با نگرش اسلامى يا غير آن)، به فارسى يا عربى، تاليف يا ترجمه شدهاست. (۱) در اينانگيزنده ديگران در توجه به فلسفه اخلاق نشد. تنها در پنجاه سالاخير است كه كتابشناسى، آثارى كه تا پايان آذر ۱۳۷۴ به صورت كتاب چاپ شدهمعرفى گرديده است. جزوههاى درسى و مقالات نشريات بيرون از دايره تحقيق اينكتابشناسى است. شايان ذكر است كه درباره علم اخلاق چند كتابشناسى مستقلتهيه شده كه مشخصات آنها چنين است:
- ابوالحسن مطلبى، كتابشناسى توصيفى اخلاق و آداب اسلامى، آينه پژوهش(سالدوم، شماره چهارم، آذر و دى ۱۳۷۰)، ص ۱۰۲ - ۱۱۸ و (سال دوم، شماره پنجم،بهمن و اسفند ۱۳۷۰)، ص ۹۷ - ۱۰۷;
محمدتقى دانشپژوه، چند اثر فارسى در اخلاق، فرهنگ ايرانزمين (تهران:۱۳۵۲)، ج ۱۹، ص ۲۶۱ - ۲۸۴.
همچنين يادآور مىشويم كه در كتاب ديننامههاى ايران (كتابشناسى موضوعىكتابهاى دينى ايران) (۲) ، به قلم سيد محمدباقر نجفى، يك فصل (ص ۱۸۲ - ۲۰۱) بهمعرفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره اخلاق اسلامى است.
آخر سخن اينكه دونالدسون در كتابى تحت عنوان مطالعاتى در اخلاقمسلمانان (۳) ، (Studies in ، (Ethical Theories in Islam) گزارشى از علم اخلاق در جهاناسلام ارائه كردهاند كه پژوهشگران را به كار مىآيد. (۵)
×××۱- اتكينسون، آر. اف. درآمدى به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوىنيا،تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۶۹ - ۱۳۷۰، ۲۳۴ ص، رقعى.
مطالب اين كتاب در هفت فصل گنجانده شده و در آن به اختصار بهتعريف فلسفه اخلاق، بررسى مسائلى از درون علم اخلاق، مسائلى كهدرباره اخلاق است(پايگاه احكام اخلاقى) و رابطه اخلاق و علم و دينپرداخته شده است. خلاصه مطالب هر فصل در پايان آن آمده و درانتهاى كتاب، به تعريف اصطلاحات كتاب پرداخته و كتابشناسىفلسفه اخلاق (ص ۲۰۵ - ۲۱۲) ارائه شده است.
عناوين اصلى كتاب چنين است: سرآغاز، تعارض تكاليف، خود وديگران، حسن و قبح: ستايش و نكوهش، پايگاه احكام اخلاقى (۱)،پايگاه احكام اخلاقى (۲)، اخلاق و علم و دين.
۲- اخوان، محمد. مقايسهاى ميان اخلاق كانت و اخلاق اسلامى، (ويراستهابوالفضل طريقهدار). قم، انتشارات اشراق، ۱۳۷۳، و + ۱۸۰ ص،وزيرى (عنوان روى جلد: اخلاق كانت و اخلاق اسلامى.)
در فصل اول كتاب، با عنوان «بازگويى مكتب اخلاقى كانت» بهماهيت ويژگيها و محتواى اخلاق از نظر كانت و مفاهيم اساسى واصول موضوعه در اخلاق كانت پرداخته شده است. در فصل دوم، باعنوان «بازگويى مكتب اخلاقى اسلام» ماهيت، ويژگيها و محتواىاخلاق از نظر اسلام و مفاهيم اساسى و اصول موضوعه در اخلاقاسلامى ذكر گرديده است. فصل سوم عهدهدار «مقايسه ميان اخلاقكانت و اخلاق اسلامى» است و در ضمن آن، چند انتقاد نسبتبهفلسفه اخلاق كانت درج شده است.
۳- بدوى، عبدالرحمن. الاخلاق عند كنت، كويت، وكالة المبطوعات،۱۹۷۹، ۲۳۵ص، وزيرى.
كتاب حاضرشامل دوبخش است: مساله متافيزيك واخلاق. دربخش اول، از جمله، به اين مسائل پرداخته شده است: نظر كانت دربارهمتافيزيك، در دوره قبل از انتقاد; آيا متافيزيك ممكن است؟آيا رياضيات خالص ممكن است؟ عليت. در بخش دوم، اين مسائل نيزبررسى شده است: كوشش كانتبراى وضع مذهب در اخلاق، بنيادگذارى متافيزيك اخلاق، انتقال از فلسفه اخلاقى ملى به متافيزيكاخلاق، مفاهيم اساسى در اخلاق، انتقال از متافيزيك اخلاق به نقدعملى محض، وجدان، ديالكتيك عقل عملى، روشهاى عقل عملىمحض، تكليفهاىانسان دربرابرخودبه عنوان يك موجود زنده،تكليفهاى انسان در برابر خود به عنوان يك موجوداخلاقى تنها،تكليفهاىانسان دربرابرديگران، روشهاى اخلاقى.
۴- بدوى،عبدالرحمن.الاخلاق النظرية، كويت، وكالةالمبطوعات، ۱۹۷۵،۲۸۸ص، وزيرى.
اين اثر دربردارنده دو بخش است: مقدمات و مفاهيم اساسى دراخلاق. در بخش اول، از «تجربه اخلاقى در نزد روه و شيلر و گورويچ»،«اخلاق صورى و اخلاق عينى»، «تكليف اخلاقى در نزد كانت»،«اخلاق عينى» و «اخلاق پوزيتيويستى» سخن گفته شده است. دربخش دوم - كه بيش از دويست صفحه را شامل مىشود - به بررسى«وجدان»، ارزشهاى اخلاقى»، «تكليف»، «فضيلت»، «مسؤوليت وحريت» و «اصول حيات اخلاقى» پرداخته شده است.
۵- حائرى يزدى، مهدى. كاوشهاى عقل عملى، فلسفه اخلاق، تهران، مؤسسهمطالعات و تحقيقات فرهنگى، ۱۳۶۱، شانزده + ۲۶۹ ص، وزيرى.
مطالب كتاب در ذيل پنجبخش گنجانيده شده است: يگانگىچيستى فلسفه و چيستى انسان، انتولوژى بايستى و استى، منطق وصورت بايستىها و استىها، منطق ماده استىها و بايستىها، بحثى ازمتون كلام اسلامى. نويسنده در ذيل اين عناوين به رابطه حكمتنظرىو حكمت عملى، معناى مستقلات عقليه، عدل و مراتب آن، حسن وقبح عقلى و مباحثى ديگر پرداخته است. برخى از مطالب كتاب خارجاز موضوع فلسفه اخلاق است.
۶- راسل، برتراند. اخلاق و سياست در جامعه، ترجمه محمود حيدريان،تهران، انتشارات بابك، ۱۳۵۵، ۳۲۳ ص، وزيرى.
كتاب مزبور دربردارنده دو بخش است. بخش اول، با عنوان «علماخلاق»، مشتمل بر چهارده فصل و بخش دوم، با عنوان « رابطه اخلاقبا سياست، تعارض احساسات»، مشتمل بر ده فصل است. نه فصلنخستين اين كتاب در سالهاى ۱۹۴۵ - ۱۹۴۶م. و بقيه كتاب، بجز فصلدوم از بخش دوم، در سال ۱۹۵۳م. نوشته شده است.
نويسنده در مقدمه كتاب آورده است: «هدف ما در اين كتاب بياندو منظور است: اول، بيان اخلاقيات عملى(غير نظرى) و دوم، به كاربردن اين اخلاقيات در مسائل مختلف سياسى زمان حاضر.» (ص ۹)بخش دوم كتاب خارج از موضوع اين كتابشناسى(فلسفه اخلاق)است. در بخش اول نيز، به صورت پراكنده، به مسائلى پرداخته شده كهدر شمار مسائل فلسفه اخلاق قلمداد مىشود.
عناوين بخش اول كتاب چنين است: كليات، منابع معتقدات واحساسات اخلاقى، مجموعه قوانين يا نواميساخلاقى،اخلاق به عنوانوسيله، خوب و بد يا خير و شر، خير جزئى و خير عمومى: خوبىجزيى وخوبى كلى،الزاماخلاقى، گناه، جدال اخلاقى، معرفت اخلاقى،قدرت اخلاق، توليد و توزيع، سنت اخلاقى، ضمانت اجرايى اخلاق.
۷- رشيد ياسمى، غلامرضا. قانون اخلاق، تهران، رمضانى، ۱۳۰۷.
نخستين كتاب مستقلى كه درباره فلسفه اخلاق به فارسى منتشرشده همين اثر است. اين كتاب نخستين بار به صورت سلسله مقالاتىدر شش شماره سال هشتم مجله «شفق سرخ» منتشرشد. سپس بهصورت كتابچهاى به اهتمام م. رمضانى در سال ۱۳۰۷ به چاپ رسيد.پس از آن در ضمن كتابى با عنوان مقالههاورسالهها (گردآورى ايرج افشار ومحمد رسول درياگشت، تهران:بنياد موقوفات دكتر محمود افشار،۱۳۷۳، ص ۳۷۷ - ۳۸۸، قطع وزيرى)، منتشر گرديد. اطلاعاتكتابشناسى اين اثر از كتاب مزبور استخراج شده است.
در كتاب حاضر كه مقالهاى است در دوازده صفحه - پس از بررسىاين مطلب،كه عملبه طبيعت ولذتجويى ونفع پرستىنمىتواند قانوناخلاقباشد، بهتبيين اين نكته پرداخته شده كه تكليف ساده غيرمشروطيا تكليف خالص بنيان قانون اخلاقى است. سپس به تشريح و تاييد نظركانت در اين باره پرداخته و قانونهاى سهگانه اخلاقى او نقل شده است.
۸- ژكس. فلسفه اخلاق، حكمت عملى، ترجمه سيد ابوالقاسم پورحسينى،چاپ دوم، تهران، انتشارات اميركبير، ۱۳۶۲، ۱۳۶ص، رقعى.
اين كتاب ترجمه چند فصل از كتاب ژكس است كه مترجم نه نامشخصى او را ذكر كرده ونه عنوانكتابش را. مطالبكتاب در ده فصلگنجانيده شده است. درفصل اول، به تعريف علم اخلاق، اهميت وموضوع آن پرداخته شده است. فصل دوم درباره «وجدان اخلاقى» وويژگيهاى آن است. فصل سوم عهدهدار بحث درباره «اصطلاحات ومفاهيم اخلاقى» (خير، وظيفه، حق) و رابطه آنها با يكديگر است. درفصل چهارم، از «آراء اخلاقى»(اخلاق مبتنى بر سعادت، اخلاق مبتنىبر لذت، اخلاق مبتنى بر اصالت فايده)، سخنبه ميان آورده شدهاست. فصلپنجم تادهم درباره «اخلاق مبتنى بر مجاهده و عدم تعلق و قطععلاقه»، «اخلاق مبتنى بر كمال»، «اخلاق مبتنى بر احساس»، «اخلاقمبتنى بر تكليف»، «اخلاق مبتنى براصالتحيات» و «اخلاق بر اساسعلم الاجتماع» است.
۹- سبحانى، جعفر. حسن و قبح عقلى يا پايههاى اخلاق جاودان: بحثهايى درعقايد و كلام، نگارش على ربانى گلپايگانى، چاپ دوم، تهران، مؤسسهمطالعات و تحقيقات فرهنگى، ۱۳۷۰، ۲۲۲ص، وزيرى.
كتاب حاضر عهدهدار اثبات حسن و قبح عقلى و ارتباط حكمتنظرى و حكمت عملى است. در پيشگفتار و مقدمه كتاب، به جايگاهبحثحسن و قبح در فلسفه اخلاق اشاره و گفته شده كه اين بحث دركتاب حاضر از سه زاويه فلسفه، كلام و فلسفه اخلاق مورد بررسى قرارگرفته است.
مطالب كتاب در چهارده فصل گنجانيده شده و عناوين آن چنيناست: تاريخ طرح مساله، آراء و نظريات در مساله، مقصود از ذاتى بودنحسن و قبح چيست؟ آيا نزاع كلى استيا جزئى؟ ملاكهاى حسن وقبح، عقل نظرى و عقل عملى، حسن و قبح عقلى از يقينات است نه ازمشهورات، قضاياى خود معيار در حكمت عملى، دلايل منكران حسنو قبح عقلى، نتايج مساله تحسين و تقبيح عقلى، مبانى اخلاقى ومكاتب غربى، حسن و قبح از ديدگاه اصل تغيير حركت و تكامل،چگونگى ارتباط حكمت عملى با حكمت نظرى، حسن و قبح ازديدگاه علامه طباطبائىرحمه الله.
۱۰- صانعى درهبيدى، منوچهر (ترجمه و تاليف). فلسفه اخلاق در تفكرغرب، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتى، ۱۳۶۸، ۲۵۳ص، وزيرى.
اثر مزبور شامل دو بخش است: تاريخ اخلاق و شرح حوزههاىاخلاق جديد. بخش اول ترجمه مقاله تاريخ اخلاق در دايرةالمعارففلسفه، ويراسته پل ادواردز است. اين مقاله به قلم رازيل آبلسون و كاىنيلسون مىباشد. بخش دوم ترجمه شش مقاله از شش كتاب است كهنامهاى آنها آمده است.
در بخش اول كتاب، از اين مسائل سخن گفته شده است: علماخلاق در يونان، اخلاق در دوره يونانىمآبى و رومى، اخلاق در قرونوسطى، مراحل اوليه اخلاق در عصر جديد، اخلاق در قرن نوزدهم،غير طبيعتگرايى معاصر، طبيعتگرايى در امريكا، عدم شناختگرايىدر اخلاق معاصر، نظريات متاخر در باب مباحث اخلاق. بخش دومكتاب شامل اين مسائل است: اخلاق مبتنى بر سودگرايى، شهودگرايىو حس اخلاقى، عاطفه گرايى، نظام اخلاقى كانت، اخلاق در حوزهپديدارشناسى آلمان، تكليفشناسى.
۱۱- فيروز، شير زمان. فلسفه اخلاقى ناصرخسرو و ريشههاى آن، مقدمه رضاشعبانى، اسلامآباد، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان، ۱۳۷۱، ى+ ۳۶۰ ص، وزيرى.
دربردارنده سه بخش است: تاريخچه فلسفه اخلاق اسلامى، فلسفهاخلاقى ناصرخسرو: حكمت نظرى، فلسفه اخلاقى ناصرخسرو:حكمت عملى. در بخش اول، علىرغم عنوان آن، اجمالى از تاريخ علماخلاق اسلامى آمده است و نه فلسفه اخلاق. در بخش دوم، ديدگاهناصرخسرو درباره نفس، قوههاى نفس، شناخت نفس، علم، عمل، طاعت و امثال آن بررسى شده است. بخش سوم عهدهدار گزارشديدگاههاى ناصرخسرو درباره فضايل و رذايل اخلاقى (زهد، توبه،خوى نيك، ميانهروى، كبر، حسد و مردمآزارى) است. بخش دوممستند به آثار منثور ناصرخسرو و بخش سوم مستند به اشعار اوست.
۱۲- كانت، ايمانوئل. بنياد مابعدالطبيعه اخلاق [گفتارى در حكمت كردار].ترجمه حميد عنايت و على قيصرى، تهران، انتشارات خوارزمى،۱۳۶۹، نه + ۱۶۶ص، رقعى.
كتابى است مختصر و مهم كه در سال ۱۷۸۵ م. تاليف شده و برهمه افرادى كه در باب فلسفه اخلاق تحقيق كردهاند، تاثيرى بسشگرف گذاشته است. موضوع اين كتاب تحقيق درباره اصل غايىاخلاق است و روش كانت در اين كتاب چنان است كه در پيشگفتارگفته است: «در اين اثر، من روشى را برگزيدهام كه به گمان خودم، مناسبترين روش [در چنين پژوهشى] است و[آن اينكه] به شيوه تحليلىاز معرفت عام، به تعيين اصل غايى آن رسيدهام و سپس به شيوهتركيبى، از بررسى اين اصل و ريشههاى آن دوباره به معرفت عامى كهمصداق آن اصل بوده بازگشتهام.» (ص ۱۰ - ۱۱)
مطالب كتاب در پيشگفتار و سه بخش گنجانيده شده است. دربخش اول، به «گذار از معرفت عقلى معمولى اخلاق به [معرفت]فلسفى [اخلاق]» پرداخته است. بخش دوم درباره «گذار از فلسفهمردمپسنداخلاقبهمابعدالطبيعهاخلاق»است وبخش سومعهدهداربحثاز «گام بازپسين از مابعدالطبيعه اخلاق به نقد عقلناب عملى» مىباشد.
لازم به ذكر است كه در شرح و تفسير كتاب حاضر چند كتابمستقل نوشته شده كه مشخصات آنها در يادداشت مترجمان آمدهاست. همچنين اغلب افرادى كه كتابى درباره كانت نوشتهاند بخشى ازآن را به نظريات اخلاقى كانت اختصاص دادهاند; مثلا فردريككاپلستون، در جلد ششم تاريخ فلسفه و استفان كورند، در كتاب فلسفهكانت. در اين باره، همچنين رجوع كنيد به: احمد احمدى، كانت و اساسمابعدالطبيعه اخلاق، «فلسفه» (شماره سوم، بهار ۱۳۵۶، ص ۵۰ - ۶۶).
۱۳- گرگوار، فرانسوا. مشارب عمده اخلاقى، ترجمه سيد ابوالقاسمپورحسينى،تهران،انتشارات دانشگاهتهران، ۱۳۶۰، د+۱۰۲ص، وزيرى.
مطالب كتاب در نه فصل گنجانيده شده است. در فصل اول، از«معنى و فايده مطالعه تاريخى مشارب اخلاقى» بحثشده و در فصلدوم، به «انواع مشارب اخلاقى»(اخلاق متعالى، اخلاق مبتنى براصالت طبيعت، اخلاق مبتنى بر اصالت فعل) پرداخته شده است.فصل سوم درباره «اخلاق غير مذهبى متعالى» است و اخلاق از نظرافلاطون، ارسطو، مونتنى، پاسكال، دكارت و ديگران بررسى شدهاست. در فصل چهارم و پنجم، «اخلاق دينى» و «اخلاقهاى دينى»مورد بحث قرار گرفته است. فصل ششم تا هشتم درباره «اخلاقمبتنى بر اصول طبيعتگرايى» و «اخلاق مبتنى بر اصل فعاليت» و«اخلاقمبتنىبراصالت فعل»است.درآخرينفصل،نتيجهگيرى شدهاست.
۱۴- مدرسى، سيد محمدرضا. فلسفهاخلاق: پژوهش در بنيانهاى زبانى، فطرى،تجربى، نظرى و دينىاخلاق، ويراسته غلامعلى تفنگدار، تهران، سروش،۱۳۷۱، ۳۴۷ ص، وزيرى.
كتاب حاضر صورت بسطيافته و كاملشده كتاب ديگرى از هميننويسنده با عنوان فلسفه ارزشها (چاپ دوم، قم. انتشارات هجرت،۱۴۰۴ ق.، ۹۴ ص، رقعى) است.اين كتاب، به گفته نويسنده، «بررسى وپژوهشى جامع، از مسائل و مشكلات مطرح شده در فلسفه اخلاق درعصر حاضر،است كه از سرچشمه وحى و سخنان معصومانعليهم السلام مددجسته و عمدتا از ديدگاه فلسفه و كلام اسلام و علم اصول مورد تحقيققرار گرفته است. اين پژوهش ديدگاهها و مكاتب فيلسوفان و عالمانغربى رانيزمورد ملاحظه قرارداده و مطالبى را از آنان ارائه كرده و يامورد نقد قراردادهاست.» (ص ۸)
عنوانهاىاصلىكتاب چنين است: حكمت نظرى و حكمت عملى،مفاهيم در قضاياى ارزشى، لزوم تبيين و تفكيك مفاهيم واژهها،پژوهش در مفاهيمحسن وقبح و ديگرواژههاى اخلاقى،كيفيت وجودىارزشها،اخلاق تجربى، اخلاق نظرى، همسويى اخلاق تجربى و اخلاقنظرى، اخلاق ارسطو و نظريه توسط، بررسى پايههاى اخلاق در فلسفهكانت،اخلاقاصالت نفع، نيت و هدف، حسن و قبح عقلى، عقل نظرىو عقل عملى، هستها و بايدها، ارزشهاى اخلاق و دين و