روابطى كه انسان با اعضاى خانواده، خويشاوندان، دوستان و مصاحبان دارد روابطى
پايدار يا نسبتا پايدار است. اين روابط را در بخشهاى قبل بررسى كرديم در اين قسمت
به عوامل مؤثر در روابط عام انسان با ديگران مى پردازيم و عوامل موانع سلامت روابط
عام انسان با ديگران را مورد بررسى قرار مىدهيم.
يكى از عواملى كه زمينه مساعد براى ارتباط سازنده با ديگران را فراهم مىكند خوش
گمانى به ديگران است. بدگمان بودن عاملى مخرب در روابط است و موجب سردى روابط اعضاى
جامعه مىشود. در قرآن كريم خداوند متعال بد گمانى نسبت به ديگران را نهى فرموده
است:
يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم؛ (۳۲۰)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پارهاى از
گمانها خطاست.
بدگمانى مانع اداى حقوق ديگران است. گمان بد مربوط به جايى است كه ظواهر رفتار
كسى را با آن چه در باطن دارد متفاوت بدانيم ظاهر نيك او را نپذيريم و گمان كنيم
باطن او على رغم ظاهر صالحى كه دارد ناصالح است. چنين گمانى باعث مىشود اداى حقوقى
كه او به عنوان مسلمان، مؤمن برادر دينى دوست و... دارد دشوار شود؛ زيرا كسى كه
معتقد باشد ديگرى به اسلام و ايمان و يا به مستحبات تظاهر مىكند نمىتواند با او
همچون مسلمان، مؤمن و يا انسانى متقى رفتار كند و خواسته يا ناخواسته با او چنان
رفتار مىكند كه گويى مسلمان يا مؤمن واقعى نيست. بنابراين بدگمانى دو اثر نامطلوب
خواهد داشت: نخست اين كه شخص بدگمان از اداى تكليف خود نسبت به ديگران باز مىماند
و به اين سبب از كمال انسانى خود دور مىافتد و دوم آن كه روابط اجتماعى دشوار و
سرد مىشود. به دليل آثار سويى كه بدگمانى دارد اسلام انسانها را به حسن ظن دعوت
مىكند و اصل را در مورد افراد مسلمان بر درستى قرار دهد.
اميرالمؤمنين(ع) مىفرمايند:
ضع امر اخيك على احسنه حتى يأتيك ما يغلبك منه و لا تظنن بكلمة خرجت من اخيك سوءاً و انت تجد لها فى الخير محملا؛ (۳۲۱)
كار برادرت را بر بهترين وجه حمل كن تا زمانى كه چيزى خلاف آن بر تو آشكار آيد و
به سخن برادرت گمان بد مبر در حالى كه براى سخن او محمل نيكو مىيابى.
بر اساس اين توصيه بايد تا جايى كه مىتوان اعمال برادران مؤمن راتفسير نيكو
نمود و تا زمانى كه رفتار و گفتار آنان آشكارا نادرست و ناروا نشده است آنان را
همچون ديگر برادران احترام نمود و حقوق آنان را ادا كرد.
بايد با مؤمنين بر اساس ظواهر رفتار آنها عمل كرد و به بدگويى ديگران در مورد
آنها ترتيب اثر نداد:
ان جائكم فاسق بنبأء فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة؛ (۳۲۲)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا
به نادانى گروهى را آسيب رسانيد.
توصيه به حسن ظن و نهى از بدگمانى به معناى توصيه به سادهدلى و خود فريبى نيست.
مؤمن زيرك است و بايد رفتار خود را با هوشيارى انتخاب نمايد.
اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:
اذا استولى الصلاح على الزمان واهله ثم اساء رجل الظن برجل لم تظهر منه خزية فقد ظلم و اذا استولى الفساد على الزمان و اهله فاحسن رجل برجل فقد غرر؛ (۳۲۳)
چون نيكوكارى بر زمانه و مردم آن غالب آيد و كسى به ديگرى گمان بد برد كه از او
فضيحتى آشكار نشده ستم كرده است و اگر بدكارى بر زمانه مردم آن غالب شود و كسى به
ديگرى گمان نيك برد خود را فريفته است.
براى جلوگيرى از گسترش بدگمانى در جامعه بايد از بدگويى ديگران پرهيز كرد، گفتار
و رفتار خود را اصلاح و ظاهر و باطن خود را يكى كرد و از مواضع تهمت يعنى كارهايى
كه بدگمانى ديگران را بر مىانگيزد دورى نمود. اميرالمؤمنين(ع) فرمودهاند:
من وضع نفسه مواضع التهمة فلا يلومن من اساء به الظن؛ (۳۲۴)
هر كه خود را در جاهايى كه موجب بدگمانى است نهد، كسى را كه به او گمان بد برد
سرزنش مكند.
كسى كه بدگمانىها را از خود دور مىكند، ديگران را همچون خود و يا بهتر از خود
مىداند و مؤمنان را انسانهايى مىنگرد كه در نزد خدا محبوبند و نيكى كردن به آنها
نيكى به محبوب حقيقى است. اين احساس موجب مىشود مؤمنان را به يكديگر نزديك شوند و
خيرخواه هم باشند، از خوشحالى ديگران شادمان شوند و از بدحالى آنها اندوهگين گردند.
انسان مؤمن ديگر مؤمنان همچون خود مىداند و هر چه را بر خود نمىپسندد بر ديگران
نيز نمىپسندد و آن چه را براى خود نيك مىشمارد براى آنان نيز نيك مىداند.
اميرمؤمنان على(ع) فرمودند:
يا بنى اجعل نفسك ميزانا فيما بينك و بين غيرك فاحبب لغيرك ما تجب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لا تظلم كمالا تحب ان تظلم، و احسن كما تحب ان يحسن اليك، و استقبح من نفسك ما تستقبح من غيرك و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك؛ (۳۲۵)
پسر عزيزم! خود را ميان خويش و ديگران ميزانى بشمار پس آن چه براى خود دوست
مىدارى براى جز خود دوست بدار و آن چه تو را خوش نيايد براى غير ناخوش شمار و ستم
مكن چنان كه دوست ندارى بر تو ستم رود و نيكى كن چنان كه دوست مىدارى به تو نيكى
كنند. آن چه را از جز خود زشت مىدارى براى خود زشت بدان و از مردم براى خود آن را
بپسند كه از خود در حق انان مىپسندى.
رابطه مؤمنين با يكديگر رابطهاى همدلانه و خيرخواهانه است اين همدلى و خيرخواهى
با رغبت و رضايت صورت مىگيرد و ناشى از پيوند مشترك آنها با خدا و پيوند نزديك
آنها با يكديگر است.
امام صادق(ع) مىفرمايند:
المؤمن اخوا المؤمن كالجسد الواحد ان اشتكى شيئا منه وجد الم ذلك فى ساير جسده و ارواحهما من روح واحدة و ان روح المؤمن اشد اتصالا بروح اللَّه من اتصال شعاع الشمس بها؛ (۳۲۶)
مؤمن برادر مومن است، هم چون تنى واحد اگر پارهاى از آن آزرده شود رنج آن در
تمامى تن آشكار مىشود جانهاى دو مؤمن از روح واحدى است و پيوند روح مومن به روح
خداوند محكمتر از پيوند پرتو آفتاب به خورشيد است.
پيوند روحى ميان مؤمنان موجب جلب محبت و رحمت الهى است زيرا مؤمنان در اثر اين
پيوند خيرخواه يكديگر مىشوند و خداوند اين خيرخواهى را دوست دارد.
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است:
ان اللَّه سبحانه يحب ان تكون نية الانسان للناس جميلة؛ (۳۲۷)
خداوند سبحان دوست دارد نيت انسان براى مردم نيكو باشد.
و نيز از ايشان روايت شده است كه خيرخواهى براى ديگران موجب نزول خير و رحمت
الهى است:
ابلغ ما تستدر به الرحمة ان تضمر لجميع الناس الرحمة؛ (۳۲۸)
نزديكترين چيزى كه موجب فراوانى رحمت الهى مىشود نيكخواهى براى همه مردم است.
احساس يگانگى با مؤمنان و خيرخواهى براى آنان موجب خوش خلقى در روابط متقابل
تعاون و همكارى بى آزارى نسبت به هم و بسيارى از آثار خوب ديگر مىشود. اين آثار هر
يك خود عامل سازگارى بهتر اعضاى جامعه مىشود و زندگى براى رسيدن به كمال را
آسانتر و دلپذيرتر مىسازد.
اخلاق نيكو و حسن سلوك با مردم، روابط اجتماعى را تقويت مىكند. در اين حال محبت
بر روابط حكومت خواهد كرد و نياز به قانون و قاضى اندك خواهد شد. مؤمن خوشرو و خوش
برخورد است:
المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه؛ (۳۲۹)
شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش.
مؤمن به تعبير اميرالمؤمنين(ع) «سهل الخليقة» يعنى آرام خوى است و از پرخاش و
تندى پرهيز مىكند. خوش خلقى باعث راحتى دنيا و خوشى آخرت است.
پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
ما يوضع فى ميزان امرء يوم القيامة افضل من حسن الخلق؛ (۳۳۰)
روز قيامت در ترازوى كسى چيزى بهتر از خلق نيكو نهاده نمىشود.
از امام صادق(ع) درباره حد خوش خلقى پرسيدند ايشان فرمودند:
تلين جناحك و تطيب كلامك و تلقى اخاك ببشر حسن؛ (۳۳۱)
فروتنى كن خوش سخن باش و با برادرت به خوشرويى برخورد كن.
تواضع حالتى درونى است كه نمىگذارد انسان خود را از ديگران برتر ببيند و احترام
و به بزرگداشت ديگران مىانجامد.
تواضع و فروتنى در برابر ديگران موجب خشنودى خداوند است و در دنيا بزرگى و عزت
مىآورد. كسى كه خويشتن را كوچك نمىشمارد و احساس ضعف و كمبود در برابر ديگران
ندارد مىتواند براى خدا در برابر بندگان او فروتنى كند و كسى كه معيار نيكى و
بزرگى هر كسى را نزديكى به خداوند مىداند، در برابر هر مؤمن فروتن مىشود و اين
فروتنى را مايه رفعت مقام خويش در نزد خداوند مىشمارد.
پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
ما تواضع احد لله الا رفعه الله؛ (۳۳۲)
هيچ كس براى خدا فروتنى نكرد جز آن كه خداوند او را بلند مرتبه داشت.
و خداوند بندگان خويش را به سبب فروتنى ستود آن گاه فرمود:
و عبادالرحمان الذين يمشون على الارض هوناً؛ (۳۳۳)
و بندگان خداى رحمان آنانند كه روى زمين به نرمى گام بر مىدارند.
و نيز خداوند پيامبر بزرگوارش را به اين خلق نيكو امر فرمود:
و احفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛ (۳۳۴)
و براى مؤمنانى كه تو را پيروى كردند بال خود فرو گستر (فروتنى كن).
اميرالمؤمنين(ع) در توصيف متقين فرمودند: مشيهم التواضع روش متقين فروتنى است
(۳۳۵) و نيز تواضع را از اخلاق انبياء شمردند:
فلو رخص الله فى الكبر لاحد من عباده لرخص فيه لخاصة انبيائه و اوليائه. و لكنه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفروا فى التراب وجوههم و خفضوا اجنحتهم للمؤمنين؛ (۳۳۶)
اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكى از بندگانش مىداد به يقين چنين منتى را بر
پيامبران برگزيده و دوستانش مىنهاد؛ ليكن خداى سبحان خودبزرگ بينى را بر آنان
ناپسند ديد و فروتنىشان را پسنديد پس پيامبران گونههاى خود را بر زمين چسبانيدند
و چهرههاى خود را به خاك ماليدند و برابر مؤمنان فروتنى نمودند.
تواضع اگر ناشى از ايمان و براى بزرگداشت مؤمنان باشد براى رسيدن به هدف غايى
انسان سودمند است.
امام صادق(ع) فرمودند:
ان فى السماء ملكين موكلين بالعباد، فمن تواضع لله رفعاه و من تكبر وضعاه؛ (۳۳۷)
دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شدهاند پس هر كس براى خدا تواضع كند او را
بالا برند و هر كس تكبر كند پستش سازند.
آثار ارزشمند تواضع وابسته به نيت الهى تواضع كننده است.
اميرالمؤمنين(ع) تواضع براى رسيدن به مطاع دنيايى را نكوهش كردهاند و آن را
موجب تخريب دين دانستهاند:
من اتى غنيا فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دينه؛ (۳۳۸)
و آن كه نزد توانگر رفت و به خاطر مالدارى وى در برابرش فروتنى كرد دو ثلث دينش
را به باد داد.
احترام به مؤمنين به خاطر اين كه مؤمن هستند. احترام به خداست. چنان كه خداوند
مؤمنين را بزرگ داشته و حرمت مؤمن را به پايه حرمت كعبه بلند داشته است. دل مؤمن
خانه خداست و جان مؤمن به سبب ورود ايمان ارزشمند شده است پس اكرام او اكرام خداست.
امام صادق(ع) فرمودند:
من اتاه اخوه المسلم فاكرمه فانما اكرم الله؛ (۳۳۹)
كسى كه برادر مسلمانش به نزدش آيد و او وى را اكرام كند خدا را اكرام نموده است.
۱ - آثار مثبت حسن ظن به ديگران چيست؟
۲ - آيا توصيه به حسن ظن سفارش به ساده دلى و خود فريبى نيست؟ توضيح دهيد.
۳ - برخى از عوامل سازگارى با ديگران را ذكر كنيد؟
۴ - آثار خوش خلقى با ديگران را بيان نماييد؟
۵ - حد خوش خلقى را بيان كنيد؟
۶ - چرا مؤمن شادىاش در چهره آشكار و حزنش در قلب نهان است؟
۷ - تواضع يعنى چه؟ آيا تواضع موجب خود كم بينى و حقارت نمىگردد؟ چرا؟
۸ - ايا هر تواضعى داراى ارزش اخلاقى مثبت مىباشد؟ توضيح دهيد.
۹ - چرا تواضع و احترام به مؤمنين تواضع و احترام به خداست؟
(۳۱۹) - نهجالبلاغه، الكتاب ۳۱۲.
(۳۲۰) - حجرات، ۱۲.
(۳۲۱) - جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۱۶ و نهجالبلاغه، قصارالحكم، ۳۶۰.
(۳۲۲) - حجرات، ۶.
(۳۲۳) - نهجالبلاغه، قصار الحكم، ۱۱۴.
(۳۲۴) - نهجالبلاغه، قصارالحكم، ۱۵۹.
(۳۲۵) - همان، الكتاب ۳۱.
(۳۲۶) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۳۵۷.
(۳۲۷) - غررالحكم و دررالكلم، ج ۱، ص ۲۷۱.
(۳۲۸) - شرح غررالحكم و دررالكلم، ج ۲، ص ۴۷۶.
(۳۲۹) - نهجالبلاغه، قصارالحكم، ۳۳۳.
(۳۳۰) - اصول كافى، ج۲، كتاب الايمان و الكفر، باب حسن الخلق، حديث ۲.
(۳۳۱) - همان، باب حسن البشر، حديث ۴.
(۳۳۲) - جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۹۵.
(۳۳۳) - فرقان، ۶۳.
(۳۳۴) - شعرا، ۲۱۵.
(۳۳۵) - نهجالبلاغه، الخطبه ۱۹۳.
(۳۳۶) - همان، الخطبه ۱۹۲.
(۳۳۷) - اصول كافى، ج ۲، كتاب الايمان والكفر، باب التواضع، حديث ۲.
(۳۳۸) - نهجالبلاغه، قصار الحكم، ۲۲۸.
(۳۳۹) - اصوال كافى، ج ۲، كتاب الايمان و الكفر، باب الطاف المؤمن و اكرامه،
حديث ۳.