رسول خدا(ص): «ثلاثه من الذنوب تعجلعقوبتها و لا توخر الى الاخره: عقوق الوالدين، والبغى على الناس و كفر الاحسان». (۱)
سه گناه است كه در كيفر آن [در دنيا] شتاب شود و به روز قيامت نيفتد:
نافرمانى و آزردن پدر و مادر، ستم بر مردم و كفران احسان و نيكى.
امام على (ع): «المعصيه تمنع الاجابه». (۲)
گناه از اجابت دعا جلوگيرى مىكند.
امام سجاد (ع): «و الذنوب التى ترد الدعاء و تظلم الهواء: عقوق الوالدين» (۳)
از جمله گناهانى كه دعا را باز مىگرداند و هوا را تاريك مىكند نافرمانى ورنجاندن پدر و مادر است.
امام سجاد (ع): «والذنوب التى ترد الدعاء: سوءالنيه و خبث السريره، و النفاق مع الاخوان، و ترك التصديق بالاجابه، و تاخيرالصلوات المفروضات حتى تذهب اوقاتها و ترك التقرب الى الله عزوجل بالبر والصدقه و استعمال البذاء و الفحش فى القول» (۴) .
آن گناهانى كه دعا را باز مىگرداند: بد دلى و بد طينتى، نفاق با برادرانايمانى، باور نداشتن اجابت دعا، تاخير نمازهاى واجب تا آن كه وقت آن بگذرد،نزديك نشدن به خداى عزوجل به وسيله صدقه و بدزبانى و فحش در گفتار.
امام باقر(ع): «نعوذ بالله من الذنوب التى تعجل الفناء و تقرب الاجال وتخلى الديار و هى قطيعه الرحم و العقوق و ترك البر» (۵) .
پناه مىبريم به خدا از گناهانى كه در نابودى شتاب مىكنند و مرگها را نزديكمىسازند و خانه را بىخانمان مىكنند و آنها عبارتند از: قطع رحم، آزردن پدر ومادر و دست كشيدن از احسان و نيكى.
امام صادق (ع): «اذا دعوت فاقبل بقلبك فظن حاجتك بالباب». (۶)
هرگاه دعا كردى با دل روى آور و آنگاه گمان داشته باش كه حاجتت دم در است [ومطمئن باش به اجابت آن].
امام صادق (ع): «ان الله لايستجيب دعاء بظهر قلب ساه فاذا دعوت فاقبل بقلبكثم استيقن الاجابه». (۷)
خداى تعالى دعايى را كه از دل غافل و بىخبر برخيزد مستجاب نمىكند، و چون دعامىكنى با دل روى آور [و دلت همراه زبانتباشد] و سپس به اجابت آن مطمئن باش.
امام صادق (ع): «اذا اراد احدكم ان لايسئل ربه شيئا الا اعطاه فليياس منالناس كلهم و لايكون له رجاء الا من عندالله فاذا علم ذلك من قلبه لم يسئله شيئاالا اعطاه». (۸)
هرگاه يكى از شما بخواهد كه هر چه از خدا مىخواهد خدا به وى بدهد بايد از همهمردم نااميد و مايوس گردد و هيچ اميدى جز به درگاه خدا نداشته باشد، و چون خدااين حالت او را بداند هرچه از وى بخواهد به او بدهد.
۲- غرر الحكم: ص۳۲.
۳- معانى الاخبار: ۲۷۰.
۴- همان، ص۲۷۱.
۵- اصول كافى: ج۴، ص۱۸۴.
۶- بحارالانوار: ج۹۳، ص۳۰۵.
۷- همان.
۸- عده الداعى:۸- ص۹۷