مشكل گشايي ازمردم

اشاره: در مكتب اسلام توجه فراوانى به حقوق و تكاليف اجتماعى شده تا آنجا كه برآوردن حقوق مردم همپايه اداى حق خداوند به شمار آمده است.

پيامبر گرامى اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، بر همين اساس حقوقى را كه مسلمانان نسبت‏به يكديگر دارند برشمرده و همه اهل ايمان را سفارش كرده‏اند كه حقوق يكديگر را پاس دارند.

اينك به بررسى تعدادى از حقوق اهل ايمان نسبت‏به يكديگر مى‏پردازيم.

- چاره‏سازى و مشكل‏گشايى

«يقضى حاجته، يشفع مسالته‏»; نيازمنديهاى برادرش را برآورده سازد، و درخواستهاى او را پاسخگو باشد.

هر كه فرياد رس روز مصيبت‏خواهد

گو در ايام سلامت‏به جوانمردى كوش

يكى از عبادات ارزشمند الهى و يكى از بهترين اعمال صالح، سعى و تلاش در رفع نيازمنديها و احتياجات برادران و خواهران ايمانى، و يارى كردن آنها در رسيدن به خواستها و حوائجشان است.

اين مساله همچنين يكى از ضرورتهاى زندگى اجتماعى و شرط انكارناپذير برادرى و پيوند ميان اهل ايمان است. در واقع بدون رسيدگى جدى به حال دوستان و اطرافيان، دوستى و خويشاوندى مفهوم خود را از دست داده و جز يك شعار بى‏معنى نخواهد بود.

از همين رو مكتب انسان‏ساز اسلام كه همواره در پى ايجاد پيوند برادرى و روح همبستگى ميان پيروان خود و به طور كلى همه انسانها است; به اين موضوع بسيار توجه كرده و مسلمانان را به يارى و همدلى با يكديگر و توجه به نيازمنديها و احتياجات افراد پيرامون خود دعوت نموده است. تا آنجا كه پيامبر اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، اين موضوع را از شرايط اسلام و مسلمانى ذكر كرده و مى‏فرمايند:

هر كس صبح كند و به امور مسلمين همت نگمارد، از آنها نيست. و هر كس بشنود مردى از او يارى مى‏طلبد، اما جوابش را نگويد، مسلمان نيست. (۱)

به خاطر اهميتى كه وجود روحيه تعاون و همدردى نسبت‏به يكديگر در جامعه داراست، مناسب ديديم كه اين موضوع را قدرى بيشتر بررسى كرده و از دريچه روايات به مشاهده فضليت و ارزش والايى كه برآوردن حاجات و رفع نيازمنديهاى ديگران دارا است، بپردازيم:

اولين حديث در اين زمينه از امام صادق، عليه‏السلام، است كه مى‏فرمايند:

بر آوردن حاجات مؤمن از هزار حج‏مورد قبول و آزاد كردن هزار بنده به خاطر خدا، با ارزشتر است. (۲)

همچنين از رسول گرامى اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نقل شده است كه حضرتش مى‏فرمايند:

هر كس حاجتى از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند نيز در مقابل حوائج‏و درخواستهاى فراوانى را از او برآورده مى‏سازد كه كمترين آنها بهشت است. (۳)

پس بى‏دليل نبوده است كه شاعر در وصف گره‏گشايى چنين سروده است كه:

صدها فرشته بر آن دست‏بوسه مى‏زنند

كز كار خلق يك گره بسته وا كند

بعضى از اصحاب امام محمدباقر، عليه‏السلام، به ايشان عرض كردند كه شيعه در جامعه ما زياد است امام فرمود: آيا بى‏نياز سبت‏به نيازمند عطوفت و مهربانى مى‏كند؟ آيا نيكوكار از خطا كار مى‏گذرد و آيا در مسايل مالى به همديگر كمك مى‏كنند؟ در جواب حضرتش گفته شد كه خير، آنگاه آن جناب فرمودند:

پس اينها شيعه نيستند، چون شيعه كسى است كه اينطور عمل كند. (۴)

در روايات ما كسى كه نيازمندى را از در خانه خود براند و يا در جهت رفع مشكل برادر دينى خود قدم برندارد، خائن به خدا و رسول خدا معرفى شده، (۵) و وعده عذاب الهى به چنين افرادى داده شده است، چنانكه امام صادق، عليه‏السلام، مى‏فرمايند:

هر كس برادر مؤمنى را كه با درماندگى و با اميد برآورده شدن حاجتى به پيش او آمده است از خود براند، در حالى كه خود او به تنهايى و يا توسط ديگرى توان برآورده ساختن نياز آن برادر مؤمن را دارد، خداوند در روز قيامت او را در حالى كه دستانش به گردنش بسته شده محشور ساخته و به اين حال نگاه مى‏دارد تا آنگاه كه از حساب خلق فراغت‏يابد. (۶)

آرى، مسلمانى تنها به زبان نيست، بلكه بسيار فراتر از اين حرفهاست. وظيفه‏اى كه با پذيرش اسلام برعهده تك تك ما گذاشته مى‏شود چنان سنگين و بزرگ است كه هر كس نمى‏تواند بسادگى ادعا كند كه توانسته است‏به وظيفه مسلمانى خود عمل نمايد. به قول خواجه حافظ شيرازى:

گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد

آه اگر از پى امروز بود فردايى

نمى‏شود مسلمان بود اما نسبت‏به گرسنگى و تشنگى ديگر مسلمانان بى‏تفاوت ماند، نمى‏توان ادعاى اسلام كرد و از فريادرسى نسبت‏به ديگران چشم پوشيد، وظيفه اسلامى، انسانى ما حكم مى‏كند كه براى دردمندان جامعه خويش چاره‏جويى كنيم و به يارى آنها بشتابيم و بدانيم كه اين حق را خداوند بر گردن ما گذاشته و بايد آن را نسبت‏به صاحبانش ادا كنيم، چنانكه امام صادق، عليه‏السلام، ضمن حديثى وقتى حقوق لازم برادران مسلمان رابرمى‏شمارند در قسمتى از آن مى‏فرمايند:

پنجمين حق برادر مسلمانت اين است كه نبايد در حالى كه او از گرسنگى رنج‏مى‏برد، تو سير و در حالى كه او تشنه است تو سيراب و در حالى كه او برهنه و بى‏پوشش است تو در رفاه و آسايش باشى. (۷)

و اين را هم بدانيد كه خداوند عمل خير شما را بى‏پاسخ نخواهد گذاشت و چندين برابر عمل خير شما را جبران خواهد نمود. چنانكه امام ششم شيعيان، عليه‏السلام، خود آن حضرت به نقل از پيامبر اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، فرمودند:

كسى كه برادر مؤمن خود را با اهداء پيراهنى از برهنگى بپوشاند، خداوند او را با پارچه‏هاى بهشتى خواهد پوشاند و تا هنگامى كه بر آن شخص‏تكه‏اى از آن پيراهن باقى باشد، پوشاننده در (رضوان الهى) به سر مى‏برد. (۸)

و در جاى ديگر مى‏فرمايند:

هر كس كه برادر گرسنه‏اش را سير كند، خداوند از غذاهاى بهشتى او را سير مى‏كند، و هر كس وى را از تشنگى سيراب كند، خداوند او را از آب دست نخورده بهشتى «رحيق مختوم‏» سيراب مى‏كند. (۹)

پس در يك كلام به قول سعدى شيرين سخن:

توانگرا چو دل و دست كامرانت هست

بخور، ببخش كه دنيا و آخرت بردى

بنابراين با توجه به مسؤوليت‏سنگينى كه در برابر ديگر افراد جامعه داريم، همچنين با در نظر داشتن فضيلت والاى رفع حوايج‏و درخواستهاى ديگران، بايد بكوشيم كه: اولا، قبل از آنكه برادر و يا خواهر دينى‏مان به ما مراجعه كند، حاجتش را برآوريم و در رفع مشكلش بكوشيم. ثانيا، اگر برادر و يا خواهر مسلمانى براى درخواست‏حاجتى به ما مراجعه نمود، نهايت‏سعى خود را بكار بريم تا نا اميد از پيش ما برنگردد و مطمئن باشيم هر قدمى كه در راه برآوردن نياز مسلمانى دردمند برمى‏داريم در پيشگاه خداوند محفوظ بوده و حتى قطره عرقى كه در اين مسير بر پيشانى نزد خداوند داراى اجر و ثواب خواهد بود، چنانكه فرمود:

كسى كه پيشانى‏اش در مسير بر آوردن نياز برادر دينى خود بريزد. خداوند عزو جل او را بعد از آن عذاب نخواهد كرد. (۱۰)

. راهبرى به مقصود

«يرشد ضالته‏»; برادر مسلمانش را دريافتن گمشده‏اش يارى نمايد

پرسش حال دل سوخته كن بهر خدا

نيست از شاه عجب گر بنوازد درويش

يكى ديگر از وظايفى كه ما نسبت‏به جامعه پيرامون خود برعهده داريم، يارى و مساعدت ديگران در يافتن چيزى است كه از آنها مفقود شده و راهنمايى آنها در به دست آوردن مقصود و مطلوبى كه به دنبال آن هستند. كه اين خود بيانگر نوعى احاس همدردى و دلجويى نسبت‏به برادرو خواهران ايمانى است.

در اينجا تفاوتى ندارد كه گمشده از امور جزيى و كم اهميت‏باشد و يا اينكه گمشده هدف و مقصودى باشد كه فرد به تنهايى قادر به رسيدن به آن نبوده و نيازمند يارى و كمكى است كه بتواند با تهيه مقدمات و امكانات لازم به آن هدف رسيده و با سروسامان دادن به زندگى‏اش از سرگردانى و بلاتكليفى نجات يابد.

در هر حال آنچه مهم و قابل توجه مى‏باشد اين است كه ما به نحوى التفات و عنايت‏خود را به وضع و حال دوست و برادرمان به او بفهمانيم، تا گمان نبرد ما نسبت‏به او بى‏تفاوت، و به خير و شر زندگى او بى‏توجه هستيم. و فكر نكند كه هيچ احساسى در مورد مشكلات و گرفتاريهاى او نداريم، حتى اگر هيچ كارى هم از دستمان برنمى‏آيد، لااقل با احساس نسبت‏به او و دلدارى دادن به او مايه دلگرمى و اميد او شويم.

به قول سعدى شيرين سخن:

گر ز دست‏برآيد، چو نخل باش كريم

ورت ز دست نيايد چو سرو آزادباش

ابراهيم شفيعى سروستانى

ادامه دارد


پى‏نوشتها:

۱. اصول كافى، ج‏۳، ص‏۲۳۹: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم.»

۲. بحارالانوار، ج‏۷۴، ص‏۲۸۵: « قضاء حاجة المؤمن افضل من الف حجة متقبلة بمناسكها و عتق الف رقبة لوجه‏الله...»

۳. همان ماخذ: «من قضى لمؤمن حاجة قضى‏الله له حوائج كثيرة ادنا هن الجنة‏».

۴. همان ماخذ، ص ۳۱۳: «ليس هولاء الشيعة، الشيعة من يفعل هكذا».

۵. بحارالانوار، ج‏۷۵، ص‏۱۷۵: «عن الصادق، عليه‏السلام، ايما رجل من اصحابنا استعان به رجل من اخوانه فى حاجة فلم بكل جهده فقد خان‏الله و رسوله و المؤمنين‏»

۶. همان ماخذ، ج‏۷۴، ص‏۲۸۷: «من ساله اخوه المؤمن حاجة، من ضر، فمنعه، من سعة، و هو يقدر عليها من عنده او من عند غيره حشره‏الله القيامة مغلولة يده الى عنقه حتى يفرغ الله من حساب الخلق‏».

۷. وسائل الشيعه، ج‏۸، ص‏۵۴۴: «الحق الخامس، ان لا تشبع و يجوع و لاتروى و يظما و تلبس و يعرى‏»

۸. بحارالانوار، ج‏۷۷، ص‏۱۹۲: «من كسى اخاه‏المؤمن من عرى، كساه‏الله من سندس الجنة و استبرقها و حريرها و لم يزل يخوض فى رضوان‏الله مادام المكسومنه سلك‏»

۹. همان ماخذ: «و من اطعم اخاه من جوع اطعمه‏الله من طيبات الجنة و من سقاه من ظما سقاه‏الله من الرحيق المختوم رية...»

۱۰. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، باب‏۷۵۲، روايت‏۱۹: «قال الصادق، عليه‏السلام، من عرقت جبهته فى حاجة اخيه فى‏الله عز و جل لم يعذبه بعد ذلك‏».


موعودجهان-شماره۱۲

بازگشت