تتمه كتاب : سفارش و اندرزهاى شهيد ثانى به دانشجويان

اى دانشجو - يعنى اى كسى كه چنين اميد دارم به مدد لطف الهى ، موفق و كامياب گردى - من در لابلاى اين كتاب ، راه و رسم دانشجوئى و علم آموزى را در برابر تو روشن و گشوده ساختم ، و كيفيت درنورديدن اين راه را به تو آموختم ، و كمال ادب و آئين زندگانى دانشجوئى را به خاطر تو آشكار و پديدار نموده و بيان كردم ، و ترا بر آن واداشتم كه سعى كنى وارد اين بارگاه پرشكوه علم شوى .

عليهذا بر تو لازم است كه بكوشى و دامن همت به كمر زنى ، و روزگار كوتاه و فرصتهاى زودگذر عمر خويش را - براى دست يافتن به فضائل روحى و فراهم آوردن نيروهاى سازنده علمى - غنيمت بشمارى ؛ زيرا تحصيل اين فضائل و ملكات علمى ، علت اساسى نيكبختى جاويد و سازنده كمال نعمت و سرور دائمى تو مى باشد؛ چون همين حقايق به عنوان كمال نفس انسانى تو، به شمار مى آيد؛ و نفس انسانى و سعادت و يا شقاوت آن نيز براى هميشه پايدار است و فناء و نيستى بدان راه ندارد؛ چنانكه اين حقيقت در علوم و معارف حكمى و فلسفى كاملا محرز و مسلم گرديده است ، و آيات قرآنى و احاديث نبوى نيز ما را به همين حقيقت رهنمون است .

بنابراين ، كوتاهى و سهل انگارى تو در تحصيل كمال - آنهم در ايام و لحظات چنين مدت و مهلت كوتاه - موجب مى گردد كه حسرت و تاءسف تو در درازمدتى (پيش بينى نشده )، مستمر و طولانى گردد.

اگر تو داراى بصيرت و بينش هستى ، به خود آى و با خويشتن بينديش كه از انديشيدن خود بدين حقيقت واقف مى گردى كه : اگر نسبت به همگنان و همالان خود - كه آنها همشهرى و هموطن و هم برزن تو هستند - اگر تو نسبت به آنها از لحاظ تحصيل علم و كمال ، گرفتار نارسائى و نقصى باشى ، قطعا در درون خويش ، احساس رضايت نخواهى كرد، آنگاه كه احساس كنى كه علم و دانش آنان بر علم و دانش تو فزونى دارد و مقام علمى آنها از مقام علمى تو، برتر و والاتر است ؛ مسلما رنجيده و آزرده مى شوى . با اينكه تو و آنها در زير يك آسمان و در دنياى پست و فرومايه اى به سر مى بريد، آن دنيا و زندگانى كم ارزشى كه قريبا از دست رفته و نابود خواهد گشت ، و ممكن است تو نسبت به نقص خود - از ناحيه ديگران - جز به مقدار كمى از آن توجه نداشته باشى .

اگر تو فردى عاقل و خردمند باشى بايد از تو پرسيد كه چگونه احساس رضامندى مى كنى كه فرداى قيامت در منزلگاه ابدى - آنگاه كه افراد برجسته و پديده هاى والاى الهى از قبيل : انبياء و مرسلين و شهداء و صالحين و علمائى كه به درون و ژرفاى علم و دانش راه يافته اند و فرشتگان مقرب ، گردهم آيند و منازل و مقامات آنان در چنين خانه و عرصه پايدار، بر حسب كمالاتى باشد كه آنها در همين دنياى فانى و در همان مدت كوتاه و زودگذر فراهم آورده اند - تو در صف النعال و پائين ترين و دوردست ترين مقامات قرارگيرى ؟ در حاليكه هم اكنون مى توانى كه كمالات مذكور را به دست آورده و مساعى خود را ذخيره و توشه اى براى وصول به چنان مقامات قرار دهى .

اگر تو با توجه به اين حقايق ، به سهل انگارى خويش تن دردهى و احساس رضايت نمائى و به داشتن چنين مقام و منزلتى فرومايه ، قانع باشى بايد بدانى كه اين حالت ، ناشى از قصور و نارسائى عقل و يا خواب و غفلت و بى خبرى تو است كه بايد از چنين خواب غفلت و بى خبرى و لغزشهاى بد، به خداوند متعال پناه بريم .

اين حسرت و تاءسف تو وقتى است كه فرضا در روز قيامت از خطرهاى بزرگ و شكنجه هاى آتش دوزخ آن محفوظ بمانى ؛ ولى از كجا مى پندارى كه از اينگونه مهلكه ها - در چنان روز بلاخيزى - در امان هستى ؟

پيش از اين متوجه شدى كه تحصيل اكثر اين علوم و دانشها الزامى بوده و به سر حد وجوب عينى و يا كفائى مى رسند، و نيز آگاه گشتى كه هرگاه ديگران در مورد واجب كفائى به مقدار كافى و به اندازه اى كه نياز محيط را تاءمين كند بدان قيام ننمايند، همگى افراد چنين محيطى - به خاطر ترك اين امر واجب - گناهكار محسوب مى گردند. بنابراين واجب كفائى از اين ديدگاه ، همسان و هموزن با واجب عينى ، داراى ضرورت اجراء خواهد بود.

بايد يادآور شد كه در دوره معاصر و بلكه در اكثر دوره ها، افرادى كه در اداء واجب و تكاليف الزامى ، امثال تحصيل علوم دينى بپاخيزند و مقام و مرتبتى را كه مورد رضاى الهى باشد - به ويژه در رابطه با تحصيل فقه - به دست آورند، بسيار كمياب هستند.

چنانچه ما تحصيل فقه را واجب و الزامى بدانيم ، لااقل واجب كفائى است . و دست كم ، اداء چنين امر واجبى مقتضى است كه در هر منطقه و هر محيطى ، يك فرد، به اين وظيفه - در حد رفع نياز آن محيط - قيام كند. و اداء چنين وظيفه اى ايجاب مى نمايد كه عده زيادى فقيه در اقطار مختلف گيتى به وجود آيند؛ راستى كسى در اين دوران ، چنين شرائط و اوضاعى ، تحقق يافته و مى يابند (كه مردم سراسر جهان از وجود فقهاء بهره مند بوده و باشند؟).

علاوه بر آنكه تحصيل فقه ، داراى وجوب و ضرورت است ، تحصيل و فراهم آوردن لوازم و مقدمات آن از قبيل : تحصيل علوم پايه علوم شرعى و كتبى كه اين علوم بر آنها مبتنى است ، مانند حديث و امثال آن و نيز تصحيح و ضبط اين احاديث و كتب ، واجب و ضرورى مى باشد؛ در حاليكه هيچيك از اينگونه اقدامات در زمان حاضر: (عصر مؤ لف ) به چشم نمى خورد.

عليهذا تقاعد و خانه نشينى و كسالت و تن آسانى و سرگرمى هاى غيرعلمى و شانه خالى كردن از زير بار تحصيل فقه و اشتغالات ديگر علمى ، و يا شانه خالى كردن از اشتغالاتى كه بايد در زمينه علوم پايه فقه انجام گيرد از بزرگترين گناهان محسوب مى شود؛ اگرچه اينگونه تقاعد و خانه نشينى به عبادت - اعم از دعاء و قرائت قرآن كريم - صرف گردد، (در عين حال چنين عبادتى كه او را از انجام وظيفه شرعى و ضرورى بازمى دارد به عنوان فرار از تكليف و ارتكاب گناه به شمار مى آيد).

بنابراين به چه دليل مى توان گفت كه يك فرد خانه نشين كه بدينسان از اشتغال به علوم دينى شانه خالى مى كند - بر فرض آنكه اوقات خود را صرف عبادت كرده و با چنين اهتمام ناچيز و فرومايه اى ، قانع و راضى ، و از ارتقاء به مقامات و منازل افراد والامقام ، محروم است - از مصائب هول انگيز و دهشت زاى روز رستاخيز در امان مى باشد.

ثالثا چنين فرض كن كه از هول و هراسهاى قيامت در امان هستى ؛ ولى اين نكته را فراموش مكن كه امتياز تو از ساير جانوران ديگر به خاطر همين قوه عاقله و نيروى خرد تو است ، نيروئى كه خداوند متعال به وسيله آن ، ترا از ميان همه حيوانات و جانوران ، ممتاز و مشخص ساخته و آنرا به ويژه در اختيار تو قرار داده است . همين قوه و نيرو است كه مى تواند ترا در بازيافتن درست از نادرست ، يارى دهد، و براى تو امكاناتى فراهم آورد كه در همين دنيا، دانشهاى سودمند به امر دنيا و آخرت خويش را فراگيرى .

لذا اگر تو اين نيرو را در همان جهاتى - كه اين نيرو به خاطر همان جهات آفريده شده است - بكار نگيرى و خويشتن را در لابلاى عوامل شخصيت سوز و انسانيت برانداز از قبيل حرص به خور و خواب و نوش ، و اعمالى امثال آنها سرگرم سازى ، اعمالى كه تو با ساير حيوانات - حتى با كرمها و خيزدوكها و حشرات در چنان اعمالى ، شريك و همسان هستى ؛ زيرا كرمها و حشرات نيز به مانند تو مى خوابند و مى خورند و مى نوشند و آذوقه فراهم مى آورند و از راه اعمال غريزه جنسى به توليد نسل مى پردازند. (با وجود اينكه ميان تو و اين پديده هاى پست از نقطه نظرهاى مذكور، تفاوتى وجود ندارد) معهذا مى توانى از طريق بكارگرفتن نيروى عقل و تمرين و ورزش آن به وسيله تحصيل علم ، و عمل بر طبق موازين آن ، در رده فرشتگان و يا در مقام و پايه اى شكوهمندتر از آنها قرارگيرى . چنانچه از اين قوه و نيروى عالى بهره گيرى نكنى ، و اين نيرو را با ترك تحصيل علم ، عاطل و باطل سازى ، و به خور و خواب و شكم و دامن بپردازى ، اين كار تو عين زيان و ضرر آشكارى است (كه هيچ زيانى را نمى توان با آن برابر دانست ).

برادران و دوستان من - كه اميدوارم خداوند متعال ما و شما را از خواب غفلت و بى خبرى ، بيدار سازد - به هوش باشيد، و مهلت عمر و روزگار محدود زندگانى خويش را مغتنم شمرده ، و گذشته تباه گشته خود را - پيش از دست دادن امكانات و گذشت آنات - تدارك و تلافى و جبران كنيد، و سعادت از دست رفته خود را بازيابيد.

جاى بسى تاءسف است براى كسى كه گذشته از دست رفته و ندامت محنت زاى دائمى را از پيش جبران نمى كند.

اميدوارم خداوند متعال همه ما را از بسترهاى سكوت و سكون و آرامگاههاى طبيعت و جبلت و غفلت ، هشيار و بيدار سازد و به ما توفيق دهد تا بازپس مانده عمر و ايام چنين مهلت كوتاهى را در طريق تحصيل علوم دينى مصروف سازيم .

خداوند متعال جايگاه همگى ما را در خانه كرامت و در مراتبى والا و بر اوج منازل شرف قرار دهد؛ چون او كريم ترين بزرگواران و با بخشش ترين بخشايش گران است .

اين رساله را تا همينجا به پايان مى بريم (و به خاطر توفيق در نگارش آن و نيز در برابر نعمتهاى بزرگ الهى )، خداوند متعال را سپاسگزاريم ، و بر خاتم رسالت و آخرين فرستادگان و نيز بر خاندان او (عليهم السلام ) - كه همگى داراى مقام عصمت و عدالت هستند - درود و تحيات خويش را تقديم مى داريم ، و از گناهان خود از پيشگاهش آمرزش مى جوئيم چراكه او آمرزنده مهربان است .

مؤ لف اين رساله : زين الدين على بن احمد شامى عاملى - كه نيازمند عفو و مرحمت الهى است - در روز پنجشنبه بيستم ربيع الاول سال نهصد و پنجاه و چهار (هجرى قمرى )، از نگارش آن فراغت يافت .

مترجم اين رساله : سيد محمد باقر ابن سيد محمد ابن سيد محمد باقر ابن سيد ابراهيم ابن سيد محمد ابن سيد شريف حسينى حجتى طبرستانى بارفروشى (بابلى ) ملامحلى ، مسوده ترجمه را در ساعت دوازده شب چهارشنبه ، نوزدهم ربيع الاول سال يكهزار و چهارصد هجرى قمرى به پايان برده ، و نگارش مبيضه آن را در ساعت شش بعد از ظهر روز شنبه ، پنجم جمادى الاولى - همزمان با زادروز حضرت زينب كبرى (سلام الله عليها) - به سال يكهزار و چهارصد هجرى قمرى ، مطابق دوم فروردين يكهزار و سيصد و پنجاه و نه هجرى شمسى در تهران به انجام رسانده است .

ضمن سپاس الهى و تقديم درود و تحيات بر پيامبر گرامى (صلى الله عليه و آله ) و خاندان بزرگوار او (عليهم السلام )، از خداوند متعال مى خواهم كه اين بنده گناهكار را مشمول الطاف خويش قرار داده و اين خدمت ناچيز را به عنوان اندك توشه اى براى اين تهيدست در روز قيامت محسوب فرمايد.

بازگشت